سلام بچه ها امروز تولد يکي از مهربون ترين آدم هاي دنياست
تولد گل ترين باباي دنياست
بابا جونم تولدت مبارک
راستي بچه ها من تصميم گرفتم از اين به بعد فقط تو وبلاگم تولد باشه مطالب ديگه رو کمتر کنم تا ديگران نگن وبلاگت خيلي غمگينه
چو گلها سراپا نشاط و شوري ، تولّدت مبارک
بهار اميدي ، همه سروري، تولّدت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتي زيباتر از گل به گلشن
نشستي ، چون لاله در باغ هستي ، تويي تو ، بهانه يِ هستيِِ من
دور از هر بلايِ خزاني بماني ، با شور و نشاطِ جواني بماني
گل باشي ، که در جمعِ ياران نشيني ، در عالم به جز روي شادي نبيني
اینم کادوی دختر کوچولوت
آناهیتای گلم تولدت مبارک
آناهیتا جونم از صمیم قلب دوست دارم وتولدت رو از ته قلبم بهت تبریک میگم امیدوارم روزای خوبی رو پشت سر بگذاری
آرزومند آرزوهای قشنگت
دوستارت نسترن
وقتی به دنیا اومدی فرشته ها داشتن گریه می کردن
چون یکی از اون ها گم شده بود
تولدت مبارک با هفت تا آسمون پر از گل یاس ومیخک
با صد تا دریا پر از عشق و پولک
با یه قلب بی قرار و کوچک
فقط میخوان بهت بگن سحر جون تولدت مبارک
تولدت مبارک
روی این سقف اتاقت
یه عالمه ستاره
می خوایم تولدت رو جشن بگیریم دوباره
فشفشه های روشن
بادکنک های رنگی
همه با هم میخونیم
آخ که چقدر قشنگی
اینك كه می خواهم راز بگشایم
حتی ستا رگان هم به خواب رفته اند،اما
نمی دانم چرا خواب از چشمان من گریزان است
دلم غمگین است ،تنهایی مانند یك پیچك لجوج تمامی وجودم را احاطه كرده است
دلم می خواهد بنویسم اما نمیدانم از كدام درد بنویسم:
از درد تنهایی ،از درد غریبی یا از درد نا مرادی های روزگار و اطرافیان
از ناكامی ها و شكست ها و آرزوهای بر دل مانده....
از دروغ و نیرنگهایشان ویا از نامهربانی هاو نفرت و خشم آنان
شاید بهتر است چیزی ننویسم
بگذار همچنان حرفهادر دلم سنگینی كند
من و تو مسافریم
راهمون از هم جدا
تو غروب جاده ها
دیگه دنبالم نیا
واسه گذشتن از عشق
واسه تو گریه کردم
دیدم لایق تو نیستم
بغضمو گلایه کردم
من و تو دو عاشقیم
واسه روز مبادا
انتظار راهشو گم کرد
تو نگاه عاشق ما
قلب من یادگاری
بردارو با خودت ببر
ای که فرداهات روشنه
از من و رویام بگذر
من و تو مسافریم
راهمون از هم جدا
تو غروب جاده ها
دیگه دنبالم نیا.
ریل ها مستقیم
ترین فاصله های رفتن از کنار تو را موازی
میکشند
من در ایستگاه مقابل تو می ایستم
جاذبه ی بین خطوط موازی امتداد می یابد
و هر سلام به پایانی میرسد "
وقتی تمام ریل های فاصله
تمام قطار های غرور
با دست تکان دادن هایمان به راه می افتند
و ما بی هیچ حر فی از کنار هم میگذریم
می ترسم
می ترسم آنسوی فاصله ها ی تنهایی
در انحصار رویای نا تمام عشق
چشم ها یم به مهربانی جاوید خواب ها راه یابد
بی آنکه گفته
باشم: دوستت
دارم 

من امسال کنکوری ام هر صبح که بلند میشم تا درس بخونم همیشه اینو واسه خودم میگم:
تو بزگترین محرک آرزوی خویش هستی
هر چه آرزوی توست اراده توست
و هر چه اراده توست عمل توست
و هر چه عمل توست تقدیر توست
شاعر وفرشته ای با هم دوست شدند فرشته پری به شاعر داد و شاعر پری به فرشته وشاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت وشعرهایش بوی آسمان را گرفت وفرشته شعر شاعر را زمزمه کرد ودهانش مزه ی عشق گرفت خدا گفت:دیگر زندگی برای هر دوی شما سخت میشود زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است وفرشته ای که مزه ی عشق را بشنود آسمان برایش تنگ است
a href="http://tinypic.com"
هر
روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غزال شروع به دويدن ميکند و مي داند
سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد
طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال
بدود تا از گرسنگي نميرد
مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن.

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد